كانيگري خودش (بال 1350)، از بيسموت سخن مي‌گويد. نقاشي‌هاي موزه‌ٴ ژرمن ثابت مي‌كند كه بيسموت عملاً از سده‌ٴ چهاردهم براي منظور خاصي به‌كار مي‌رفته است‌.
مجموعه‌اي از نسخه‌ها كه لئونارد ماورپرگي در سال 1394 گردآوري كرده‌، نشانه‌هاي‌ شگفت‌انگيزي از اخوت كيمياگري را به‌ما عرضه مي‌كند، يا به‌عبارت دقيق‌تر، قبيله‌ٴ بزرگي از دانايان زيرك و داراي پيوند كه در سراسر اروپا و خاور نزديك پراكنده بودند. البته در مورد هر نسخه‌اي مي‌گويد كه آن‌را از چه كسي و در كجا به‌دست آورده است‌. ما او را در مونپليه‌، رم‌، سيسيل‌، كلن‌، پوسان‌، كراكو و غيره دنبال مي‌كنيم و اگر بتوان سخنش را باور كرد، وي حتي به‌ بيت‌المقدس و تبريز هم در طلب اسرار كيميا رفته است‌.
6. روسيه‌. براي مطالعه‌ٴ شيمي بيزانسي مآخذ مكتوبي را از اين عصر، سراغ نداريم جز راهنماي ترسيم شمايل قديسان مسيحي‌، كه ممكن است حاوي اطلاعاتي مشابه با آنچه باشد كه‌ چنيني و آلكريوس عرضه كرده‌اند. روش‌هاي نقاشي و هنر و صنعت بيزانس در سده‌ٴ چهاردهم‌، نه‌تنها در امپراتوري بيزانس رواج داشت‌، بلكه در سراسر سرزمين‌هاي اسلاو هم با كثرت‌ روزافزوني به‌كار مي‌رفت‌. حاصل اين روش‌ها را مي‌توان در كليساهاي ميسترا، وِريا، ناگوريچينو، كوه مقدس‌، نوگورود، مسكو و غيره ديد.
7. اضافات‌. مطالعه‌اي از ويلهلم گانْتِسن‌مولر1 كه به علت جنگ به‌دستم نرسيد ـ هرچند به‌ نسخه‌هاي خطي سده‌ٴ پانزدهم اختصاص دارد ـ احتمال دارد حاوي مطالب با ارزشي درمورد مطالعه‌ٴ كيمياگري در سده‌ٴ چهاردهم باشد. همين مطلب را درمورد فهرست‌هاي مختلف‌ نسخه‌هاي خطي كيمياگري مي‌توان گفت كه درمورد موضوعات خاصي بدان‌ها اشاره كرده‌ام‌، ولي محقق كيمياگري در سده‌هاي ميانه‌، بايد آنهارا مورد مطالعه‌ٴ مكرر و وسيع قرار دهد.

ب‌. اسلام

بهترين گزارش مربوط به فكر روشن اسلامي درباره‌ٴ كيمياگري را مي‌توان در مقدمه‌ٴ ابن خلدون‌ يافت‌. مآخذ اصلي وي خالدبن يزيد (هفتم ـ 2)؛ جابربن حيان (هشتم ـ 2)، كه هفتاد رساله‌ٴ مرموز او در زمينه‌ٴ كيميا چنان اعتباري يافته كه بسياري از مردم كيميا را علم جابر مي‌نامند؛ فارابي (دهم‌ ـ 1)؛ مسلمةبن احمد مجريطي (دهم ـ 2)؛ ابن سينا (يازدهم ـ 1)؛ غزالي (يازدهم ـ2)؛ ابي‌بكربن‌ بَشْرون از شاگردان مسلمه‌؛ حسين بن‌علي طغرايي (دوازدهم ـ 1)؛ و شاعر ناشناسي به نام ابن‌ مُغَيْرِبي‌. وي اصالت رساله‌هاي كيمياگري منسوب به خالدبن يزيد را رد مي‌كند، كه مردي بدوي


1. Wilhelm Ganzenmuller , Liber florum Geberti. Alchemistische Oefen und Gerate in einer Handschrift des XV. Jahrh. Berlin1941